دیکشنری فارسی

overwear

معنی فارسی

پاره و مندرس کردن.

بسيار خسته ، وامانده ، فرسوده

بسيار خسته کردن، از پايدرآوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr wer´/vt.

● بیش از حد پوشیدن یا استعمال کردن، فرسودن، خسته کردن

● بسیار خسته، وامانده، فرسوده

● بسیار خسته کردن، از پای درآوردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن