دیکشنری فارسی

overworn

مترادف‌ها

adjective
1. Exhausted, worn out.
2. Trite, threadbare, old, stale, musty, hackneyed.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن