oviferous معنی فارسی تخم آور تخم بر تخم دار معنی کامل و مثالها /ō vif´ǝr ǝs/adj.● (زیست شناسی) تخم بر واژههای دیگر با معنی «تخم آور» ovoviviparous تخم آور، تخم گذار