دیکشنری فارسی

oviform

معنی فارسی

تخم مرغي بيضي

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vi fôrm´/adj.

● تخم مرغی، خاگدیس، بیضی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. rounded like an egg

مترادف‌ها

adjective
Egg shaped, ovoid, ovoidal.

واژه‌های دیگر با معنی «تخم مرغي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن