دیکشنری فارسی

ovulate

معنی فارسی

پيدايش تخم در تخمدان يا بيرون آمدن تخم از آن ،

کار تخمدان

معنی کامل و مثال‌ها

/äv´yōō lāt´/vi.

تخمک آوردن، تخمک ساختن، تخمک گذاری کردن

واژه‌های دیگر با معنی «پيدايش تخم در تخمدان يا بيرون آمدن تخم از آن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن