owner of a property معنی فارسی مالک صاحب ملک واژههای دیگر با معنی «مالک» landed مالک، زمين دار، وابسته بزمين proprietor مالک، صاحب ملک، خانه خدا owner مالک، صاحب a.bailor button مالک seis مالک شدن، تصاحب کردن. yeomanly خرده مالک، کشاورز، مالک جزء. ground landlord مالک عرصه، کسيکه زميني رابراي ساختمان کردن اجاره ميدهد holding company شرکت مالک، شرکت صاحب سهم yeoman خرده مالک، کشاورز، زارع absentee landlord مالک غايب