ozon معنی فارسی ازن واژههای دیگر با معنی «ازن» ozone ازن، اکسيژن متراکم ozonic ازن وار، ازن دار ozonous ازن وار، ازن دار ozonesphere کره ازن ozonometer ازن سنج ozonize تبديل به ازن کردن، ازن زدن به