دیکشنری فارسی

packer

UKpækər US'pækə

معنی فارسی

بار پيچ بسته بند حلب پرکن ظرف پرکن چارپادار برگ جورکن عدل بند

معنی کامل و مثال‌ها

/pak´ǝr/n.

● (شخص یا دستگاه) بسته بندی کننده، بسته‌بند، قوطی پر کن، دستگاه بسته بندی، آکندگر، کنسرو ساز

● صاحب کارخانه‌ی بسته بندی یا قوطی پر کنی

● چاروادار، مامور حمل محمولات با چارپایان

ریشه و کاربرد

ریشه

From the English word 'pack', with the suffix '-er' denoting someone who performs a specified action.

مثال

  • He works as a packer in a warehouse.
  • The packer carefully wrapped the items for shipping.
  • The machine acted as an automatic packer.

ترکیب‌های رایج

Box packer Food packer Warehouse packer

تعریف انگلیسی

noun
  1. a hiker who wears a backpack
  2. a workman employed to pack things into containers
  3. a wholesaler in the meat-packing business

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن