pad (2)
معنی کامل و مثالها
/pad/n., vt.
● زین نرم و تودوزی شده
● (هر چیزی که صندلی و غیره را نرم و راحت میکند یا جلو اصطکاک را میگیرد) تودوزی، لایی، نرم رویه، نرم پوش، نرم لایه
shoulder pad
(خیاطی) تودوزی شانه، اپل
the sofa had a thick pad
کاناپه دارای نرم رویهی کلفتی بود.
● (پزشکی - پوشش نرمی که روی زخم میگذارند) نرم پوش، بالشتک، تامپون، پد
to put a cotton pad on the wound
پد پنبهای روی زخم گذاشتن
knee pads
نرم پوش زانو (که ورزشکاران برای حفظ زانو به کار میبرند)
● (بخش نرم پنجهی حیواناتی مانند سگ و گربه و گرگ) پا نرمه، نرم پنجه
● (برخی گیاهان آبزی) برگ شناور
● دفتر، دفترچه، کتابچه
a note pad
دفترچهی یادداشت
● رجوع شود به: launch pad
● استامپ (ink pad و stamp pad هم میگویند)
● (خودمانی) بستر، تختخواب
● (خودمانی) آپارتمان، اتاق، محل زندگی
he invited us to his pad
ما را به محل زندگی خود دعوت کرد.
● (مبل و صندلی و غیره) تودوزی کردن، لایی گذاری کردن، لایی دار کردن، نرم لایه دار کردن، نرم رویه دار کردن
a padded chair
صندلی با رویه نرم
the sofa is padded with soft rubber and leather
کاناپه با لاستیک و چرم نرم لایه گذاری شده است.
the trunk was padded with velvet
صندوق با مخمل تودوزی شده بود.
● (نطق یا نگارش) شاخ و برگ دادن، از حشو و زواید پر کردن
his speech was padded out with irrelevant material
نطق او پر از مطالب نامربوط بود.
to make his paper longer, he padded it
برای اینکه رسالهی خود را طولانیتر کند آن را لفت و لعاب داد.
● (صورت هزینه یا رسید و غیره) دستکاری کردن و افزودن (بر مبلغ)
he padded the expense account
او در صورت هزینهها دست برد (و آنها را بیشتر جلوه داد).
* on the pad
(خودمانی) دارای سهمی از رشوههایی که کلانتری محل دریافت میکند