page (2)
معنی کامل و مثالها
/pāj/n., vt.
● (در اصل) پسری که برای آموزش knighthood در کاخ یک knight پیشخدمتی و نوچه گری میکرد
● (در خانههای اشرافی) خانه شاگرد، نوکر جوان
● (در هتل یا پارلمان و غیره) پادو، پیامرسان
● پیشخدمتی کردن، خانه شاگردی کردن، پادویی کردن، پیام رسانی کردن
the lord chose another boy to page him
لرد یک پسر دیگر را به نوکری برگزید.
● (با فریاد زدن یا beeper یا بلندگو و غیره) فرا خواندن، صدا زدن
the doctor was paged over the loudspeaker
پزشک را با بلندگو صدا زدند.