دیکشنری فارسی

page (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/pāj/n., vt.

● (در اصل) پسری که برای آموزش knighthood در کاخ یک knight پیشخدمتی و نوچه گری می‌کرد

● (در خانه‌های اشرافی) خانه شاگرد، نوکر جوان

● (در هتل یا پارلمان و غیره) پادو، پیامرسان

● پیشخدمتی کردن، خانه شاگردی کردن، پادویی کردن، پیام رسانی کردن

the lord chose another boy to page him

لرد یک پسر دیگر را به نوکری برگزید.

● (با فریاد زدن یا beeper یا بلندگو و غیره) فرا خواندن، صدا زدن

the doctor was paged over the loudspeaker

پزشک را با بلندگو صدا زدند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن