painty
معنی فارسی
زياد رنگ زده بد رنگ زده رنگ نما رنگ شده کثيف
معنی کامل و مثالها
/pānt´ē/adj.
● وابسته به رنگ، پوشیده از رنگ، دارای لکههای رنگ
● دارای رنگ بیش از حد، دارای رنگ غلیظ
زياد رنگ زده بد رنگ زده رنگ نما رنگ شده کثيف
/pānt´ē/adj.
● وابسته به رنگ، پوشیده از رنگ، دارای لکههای رنگ
● دارای رنگ بیش از حد، دارای رنگ غلیظ
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن