دیکشنری فارسی

painty

معنی فارسی

زياد رنگ زده بد رنگ زده رنگ نما رنگ شده کثيف

معنی کامل و مثال‌ها

/pānt´ē/adj.

وابسته به رنگ، پوشیده از رنگ، دارای لکه‌های رنگ

دارای رنگ بیش از حد، دارای رنگ غلیظ

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن