دیکشنری فارسی

pakistani

UKpɑːkistɑːniː US'pækıs'tænı

معنی فارسی

پاکستاني، اهل پاکستان،

وابسته به مردم و فرهنگ پاکستان

معنی کامل و مثال‌ها

/pak´i stan´ē/n., adj.

● پاکستانی، اهل پاکستان، وابسته به مردم و فرهنگ پاکستان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a native or inhabitant of Pakistan
  2. of or relating to Pakistan or its people or language “Pakistani mountain passes” “Pakistani soldiers” “Pertains to noun: Pakistan”

واژه‌های دیگر با معنی «پاکستاني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن