palatine (1)
معنی کامل و مثالها
/pal´ǝ tīn´/adj., n.
● وابسته به کاخ، کاخی، کاخ مانند
● دارای امتیازات سلطنتی
● وابسته به ناحیهی پالاتینات (در آلمان)
● صاحب منصب کاخ سلطنتی
● اشرافی قرون وسطی که در قلمرو خود دارای امتیازات سلطنتی بود
● پوست خز (که با آن شانهها را در زمستان میپوشاندند)، شانه پوش
● (P بزرگ) نام یکی از هفت تپهی روم