دیکشنری فارسی

palating

معنی فارسی

(تش.)استخوان کام ، وابسته بسق ، شبيه کاخ ،

مجلل ، اميري که داراي امتيازات سلطنتي بوده ،

کنت نشين.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن