دیکشنری فارسی

pale (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/pāl/n.

● (هر یک از تیرهای عمودی نرده که در زمین فرو شده است) نرده پایه، نرده پا، تیرک، تیرچه، دیرک

● مرز، حد، سر حد

● حصار، جای نرده دار

● (گیاه شناسی) برگه (bract هم می‌گویند)

● (مجازی) محدوده، حد و حصر، چار چوب

this is beyond the pale of your responsibilities

این از حدود مسئولیت‌های شما خارج است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن