دیکشنری فارسی

palisade

UKpæliseid

معنی فارسی

نرده محجر پرچين چوبي خط پرتگاه نرده کشيدن محجر کشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/pal´ǝ sād´/n., vt.

(در دیواره‌های دفاعی - هر یک از تیرهایی که پهلوی هم در زمین فرو کرده‌اند تا دیواره‌ای تشکیل بدهند) تیرک، تیرچه، دیرک

نرده‌ی پدافندی، حصار دفاعی، جان پناه چوبی، سنگر چوبی، دیواره‌ی چوبی، چوبدیوار

(جمع - یک ردیف صخره‌های پر شیب معمولا در راستای رودخانه) صخره دیوار، سنگدیوار

ریشه و کاربرد

Noun

A fence or wall made of wooden stakes or iron railings, used for defense or enclosure.

ریشه

From Middle French palissade, from Old Provençal palissada, from palissa (stake), from Latin palus (stake).

مثال

  • The fort was surrounded by a palisade to protect against enemy attacks.
  • The garden was enclosed by a beautiful wooden palisade.
  • The soldiers stood behind the palisade, ready to defend the fort.

ترکیب‌های رایج

Build a palisade Surround with a palisade Defend with a palisade

واژه‌های دیگر با معنی «نرده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن