دیکشنری فارسی

palisade

UKpæliseid

معنی فارسی

نرده محجر پرچين چوبي خط پرتگاه نرده کشيدن محجر کشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/pal´ǝ sād´/n., vt.

● (در دیواره‌های دفاعی - هر یک از تیرهایی که پهلوی هم در زمین فرو کرده‌اند تا دیواره‌ای تشکیل بدهند) تیرک، تیرچه، دیرک

● نرده‌ی پدافندی، حصار دفاعی، جان پناه چوبی، سنگر چوبی، دیواره‌ی چوبی، چوبدیوار

● (جمع - یک ردیف صخره‌های پر شیب معمولا در راستای رودخانه) صخره دیوار، سنگدیوار

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle French palissade, from Old Provençal palissada, from palissa (stake), from Latin palus (stake).

مثال

  • The fort was surrounded by a palisade to protect against enemy attacks.
  • The garden was enclosed by a beautiful wooden palisade.
  • The soldiers stood behind the palisade, ready to defend the fort.

ترکیب‌های رایج

Build a palisade Surround with a palisade Defend with a palisade

تعریف انگلیسی

verb
  1. fortification consisting of a strong fence made of stakes driven into the ground
  2. surround with a wall in order to fortify “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «نرده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن