pallete معنی فارسی پالت کفه بارگيري واژههای دیگر با معنی «پالت» deck board کف پالت، کف يا رويه پالت حمل مهمات box palet پالت جعبه اي، پالت مکعب مستطيل شکل palletized پالت بندي شده، بسته بندي شده palletetisation بصورت پالت درآوردن، در کفه بارگيري قرار دادن flat pallet پالت کف هواپيما يا کشتي، پالت صاف، پالت کف صاف air delivery platform پالت مخصوص بارريزي هوايي pallette تخته شستي، لوحه آرايش، پالت