دیکشنری فارسی

palm (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/päm/n., adj.

● (گیاه شناسی) نخل، درخت خرما (انواع گیاهان استوایی و نیمه استوایی راسته‌ی Arecales که همیشه سبز می‌باشند و نخل خرما از این دسته است)

● برگ نخل (که نماد پیروزی یا شادمانی است)

● پیروزی، فتح

● وابسته به تیره‌ی نخل‌ها (تیره‌ی Arecaceae که شامل درخت نارگیل و خرما هم می‌شود)

* bear (or carry off) the palm

برنده شدن یا بودن، جایزه را بردن

* date palm

نخل خرما

* yield the palm to

به شکست خود اعتراف کردن، به برتری دیگری اعتراف کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن