palpate (1)
معنی کامل و مثالها
/pal´pāt´/vt.
● (به ویژه در معاینهی پزشکی) لمس کردن، با دست حس کردن، پرماسیدن، بساویدن
to palpate a patient for signs of liver inflammation
برای بررسی نشانههای آماس کبد (سینهی بیمار را) لمس کردن
palpation of the liver
لمس کردن کبد