panic stricken
معنی فارسی
دست پاچه بي جهت ، سراسيمه ، وحشت زده
مترادفها
adjective
Dismayed, terrified, horrified, appalled, frightened, horror struck.
دست پاچه بي جهت ، سراسيمه ، وحشت زده
adjective
Dismayed, terrified, horrified, appalled, frightened, horror struck.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن