papyraceous معنی فارسی کاغذي نازک معنی کامل و مثالها /pap´ǝ rā´shǝs/adj.● کاغذ مانند، کاغذی واژههای دیگر با معنی «کاغذي» papery کاغذي paper curency پول کاغذي paper gold طلاي کاغذي، منظور حق برداشت مخصوص است fish paper عايق کاغذي paper capacitor خازن کاغذي paper condenser خازن کاغذي paper tape نوار کاغذي paper card کارت کاغذي. paper feed خورش کاغذي. paper blockade محاصره کاغذي، محاصره بي حاصل