دیکشنری فارسی

para- (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/par´ǝ/

● پیشوند:

● کنار، مجاور، پهلوی، پار - [parasite]

● فرا -، ورای، آن طرف، آن سوی [paranormal]

● فرعی، ثانوی، شعبه‌ای [paralegal]

● (شیمی) ایزومر (isomer)، (در حلقه‌ی بنزن) مقابل هم

● (پزشکی) دارای نقش یا اهمیت ثانوی، نابهنجار، خراب [parahormone یا paramnesia]، همانند، شبیه [paratyphoid]

● (فیزیک اتمی) مولکول‌های دو اتمی [diatomic] (پیش از واکه: par-)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن