دیکشنری فارسی

parablast

معنی فارسی

پارتنده مغز پارتنده

معنی کامل و مثال‌ها

/par´ǝ blast´/n.

● (زیست شناسی) پارتنده

● (رویان شناسی) مغز پارتنده

واژه‌های دیگر با معنی «پارتنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن