parabolic(al) معنی فارسی تمثيلي مثلي (وابسته بشکل) شلجمي واژههای دیگر با معنی «تمثيلي» figurative مجازي، تمثيلي، رمزي allegoric مجازي، رمزي، کنايه اي allegorical مجازي، رمزي، کنايه اي