دیکشنری فارسی

parabolize

معنی فارسی

بمثل دراوردن ، با مثل روشن ساختن ، شلجمي ساختن

معنی کامل و مثال‌ها

/pǝ rab´ǝ līz´/vt.

سهمی کردن، به صورت سهمی بیان کردن

سهمی شکل کردن، شلجمی سان کردن

واژه‌های دیگر با معنی «بمثل دراوردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن