دیکشنری فارسی

paramedic (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/par´ǝ med´ik/n.

● پیراپزشک، کمک پزشک، بهیار (به ویژه بهیار ارتشی که برای پرستاری با چتر نجات در جبهه فرود می‌آید)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن