دیکشنری فارسی

paramedic (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/par´ǝ med´ik/n.

● بهیار ارتش، (ارتش) پیراپزشک

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن