پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
paramorph
معنی فارسی
پراديسه
معنی کامل و مثالها
/par´ǝ môrf´/n.
●
(سنگ شناسی) پرادیسه
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن