دیکشنری فارسی

parasitize

معنی فارسی

انگل شدن بر بندشدن بر

معنی کامل و مثال‌ها

/-sīt īz´, -si tīz´/vt.

● انگل شدن، همانند انگل زندگی کردن

● انگل زده کردن، پر از انگل کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن