parasyntetic معنی فارسی مشتق مرکب مشتق و مرکب واژههای دیگر با معنی «مشتق» derivational مشتق، فرعي، رادع derivative مشتق، فرعي، رادع anti-derivative ضد مشتق second derivative مشتق دوم، مشتق مرتبه دوم derived field فيلد مشتق parial derivative مشتق جزئي differential equations معادلات مشتق، معادلات ديفرانسيل autologous مشتق از خود. silicic مشتق از سيليس، سيليس دار، داراي سيليکون. diphyletic مشتق از دو نيا، دو نيايي، دو منشائي