parfait
UKpɑːfeit
معنی فارسی
پس خوراک خامه و تخم مرغ و شيره و غيره که
بهم ميآميزند و يخ ميزنند و در گيلاس
باريک و پايه کوتاهي سرو ميکنند
پس خوراک حاوي خامه و ميوه ي کوبيده که در
اين نوع گيلاس داده ميشود، پارفه
معنی کامل و مثالها
/pär fā´/n.
● پس خوراک (یادسر) خامه و تخم مرغ و شیره و غیره که باهم میآمیزند و منجمد میکنند و در گیلاس باریک و پایه کوتاهی سرو میکنند
● پس خوراک حاوی خامه و میوهی کوبیده که در این نوع گیلاس داده میشود، پارفه
ریشه و کاربرد
ریشه
From French 'parfait' (perfect).
مثال
- She enjoys eating parfaits for breakfast.
- The café offers a variety of delicious parfaits.
- The parfait was a refreshing and healthy snack.
ترکیبهای رایج
Breakfast parfait Delicious parfait Refreshing parfait
تعریف انگلیسی
noun
- layers of ice cream and syrup and whipped cream