parotid duct معنی فارسی لوله اي که از غده بنا گوشي بدهان ميرود واژههای دیگر با معنی «لوله اي که از غده بنا گوشي بدهان ميرود» helical wave guide لوله فلزي که از فيبرهاي نازک شيشه اي و، سيم هائي که توانايي انتقال هزاران پيام، در خطوط مخابراتي را دارند تشکيل شده است chokebore تفتگ ساچمه اي که لوله ي آن از ته به جلو، باريک ميشود، لوله ي چنين تفنگي . kelly کلي، قطعه اي از لوله حفاري که باعث ميشود، علاوه بر حرکت دوراني مته در جهت عمود نيز brattice سنگر موقت، ديواره يا لوله اي از چوب يا مشمع که براي، هوارساني احداث ميشود jack ring طوق جک، حلقه اي استوانه اي که جهت نصب، لوله جدار يا بيرون کشيدن لوله از خاک به pipe laying لوله کشي، دسيسه اي که عبارت است از الت کردن ديگران