دیکشنری فارسی

particeps criminis

معنی فارسی

شريک جرم

معنی کامل و مثال‌ها

/pär´ti seps´krim´i nis/

● (لاتین) شریک جرم، همدست (در جنایت)

مترادف‌ها

[Lat.] Accomplice, confederate, abettor, socius criminis.

واژه‌های دیگر با معنی «شريک جرم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن