دیکشنری فارسی

participatory

UKpɑːtisipeitəriː USpɑ:'tısəpə'tɔ:rı

معنی فارسی

شرکتي مشارکتي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. affording the opportunity for individual participation “participatory democracy”

واژه‌های دیگر با معنی «شرکتي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن