partisan (1)
معنی کامل و مثالها
/pärt´i zǝn, -sǝn/n., adj.
● هوادار پر و پاقرص، حامی از جان گذشته، طرفدار دوآتشه
a partisan of the present regime
هوادار دو آتشهی رژیم کنونی
● چریک، پارتیزان، جنگجوی غیرنظامی
the partisans were under Tito's command
چریکها تحت فرماندهی تیتو بودند.
● چریکی، پارتیزانی
● (هواداری) کورکورانه، تعصب آمیز
partisan politics
سیاست بازی همراه با هواداری تعصب آمیز