پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
partisan(s)
معنی فارسی
عضو نيروي پايداري
جنگجوي غير نظامي
پارتيزان
عضو حزب
حزبي
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن