دیکشنری فارسی

pash (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/pash/vt., vi., n.

● (محلی)

● پرتاب و خرد کردن یا شدن

● ضربه‌ی خرد کننده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن