دیکشنری فارسی

pash (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/pash/n.

● (خودمانی) علاقه‌ی سطحی و زودگذر

she had a pash for her school friend

او نسبت به هم مدرسه‌ای خود محبت کودکانه داشت.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن