دیکشنری فارسی

pasquillant

مترادف‌ها

noun
(also pasquiller)
Satirist, lampooner, libeller.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن