دیکشنری فارسی

pass (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/pas, päs/n.

● گردنه، گذرگاه باریک (میان دو کوه)، دربند، گدوک، گریوه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن