passage of lines معنی فارسی عبور از خط عبور کردن از خط يک يکان ديگر واژههای دیگر با معنی «عبور از خط» hash mark قسمتي از زمين پس از عبور از خط يک ياردي، (فوتبال آمريکايي) crossing the line عبور از استوا، عبور از خط استوا (دريايي) shellback ملوان پير وبازنشسته .، هر کسي که با کشتي از خط استوا عبور کرده، باشد