past participle
معنی فارسی
وجه وصفي مجهول
معنی کامل و مثالها
● (دستور زبان) اسم مفعول (مانند: "spoken" در "he has spoken")، صفت مفعولی (مانند: "polished" در "polished silver")
وجه وصفي مجهول
● (دستور زبان) اسم مفعول (مانند: "spoken" در "he has spoken")، صفت مفعولی (مانند: "polished" در "polished silver")
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن