pasteternity beginning معنی فارسی ازل واژههای دیگر با معنی «ازل» eternity without beginning ازل aeon قرن ازل، قوه ازلي eon قرن ازل، قوه ازلي eternities ابد، ازل، ابديت eternity ابد، ازل، ابديت predestinate مقدر کردن، ازروز ازل برگزيدن يا مقرب کردن predestination سرنوشت، پيشاني نوشت، تقدير