دیکشنری فارسی

pasticcio

معنی کامل و مثال‌ها

/pas tē´chō/n., pl.

● رجوع شود به: pastiche

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن