pastille
UKpæstil
معنی فارسی
خميري که براي بخور دادن بکار رود ، بخور ، قرص ،
قرص دارويي ياشيريني دار
معنی کامل و مثالها
/pas tēl´/n.
● قرص، قرص مکیدنی
● بخور
● خمیر رنگ (که با آن مداد شمعی میسازند)، پاستل، گچ رنگی
● مداد شمعی (pastil هم مینویسند)