دیکشنری فارسی

pastille

UKpæstil

معنی فارسی

خميري که براي بخور دادن بکار رود ، بخور ، قرص ،

قرص دارويي ياشيريني دار

معنی کامل و مثال‌ها

/pas tēl´/n.

قرص، قرص مکیدنی

بخور

خمیر رنگ (که با آن مداد شمعی می‌سازند)، پاستل، گچ رنگی

مداد شمعی (pastil هم می‌نویسند)

واژه‌های دیگر با معنی «خميري که براي بخور دادن بکار رود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن