pasty faced معنی فارسی رنگ پريده واژههای دیگر با معنی «رنگ پريده» wan رنگ پريده، کم خون، زرد etiolated رنگ پريده، رنگ رفته، زردرخ pale رنگ پريده، رنگ رفته، زردرخ lurid رنگ پريده، ترسناک، تيره pallid رنگ پريده، بيرنگ، زرد sallowish رنگ پريده . whey face ادم رنگ پريده، رنگ پريده . wheyface چهره ي رنگ پريده، آدم رنگ پريده palish تا اندازه اي رنگ پريده، کمي زرد، زردوش ghastlier ترسناک، شوم، رنگ پريده