دیکشنری فارسی

patchy

UKpætʃiː US'pætʃı

معنی فارسی

تيکه تيکه وصله وصله جوربجور ناجور

معنی کامل و مثال‌ها

/pach´ē/adj.

● وصله‌دار، وصله وصله، پرپرگاله، پرپهرو

● تکه‌تکه، وصله مانند، ناهمگون، منقطع

patchy clouds

ابرهای منقطع

تعریف انگلیسی

adjective
  1. irregular or uneven in quality, texture, etc. “a patchy essay” “patchy fog”

واژه‌های دیگر با معنی «تيکه تيکه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن