پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
patri-
معنی کامل و مثالها
/pā´tri; -trǝ; pa´-/
●
پیشوند: پدر [patricide]
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن