دیکشنری فارسی

patriciate

معنی فارسی

گروه بزرگان ، طبقه اشراف ،

مقام بزرگ زادگان واشراف

معنی کامل و مثال‌ها

/pǝ trish´ē it/n.

● مقام اشرافی، امتیازات اشرافی

● طبقه‌ی اشراف، نجیب زادگان، نجبا، اشرافیون

واژه‌های دیگر با معنی «گروه بزرگان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن