patrol 2 معنی فارسی گشت زدن واژههای دیگر با معنی «گشت زدن» cruise گشت زدن، درامتدادکناردرياياچيزديگر رفتن، درياگردي prowl در پي شکار گرديدن، پرسه زدن، تلاش کردن baet زدن، خوردن، صداکردن